تبليغاتX
غم اخر
رفته است

     امامهرش ازدلم نمی رود

ای ستاره هاچه شدکه او مرانخواست؟

ای ستاره ها

        ستاره ها

               ستاره ها

پس دیارعاشقان جاودان کجاست

+ توسط غم زده |


من دراین خلوتگه پاییزی خود تنهایم

به دنبال آغوشی برای گریه می گردم

افسوس که گریه ام خشک شده

به دنبال محبت می گردد

بیا عشقم     بیابهاریم کن

                            تاتنهانباشم.

                   *******************

رفتنت رابه فال نیک گرفتم

نخواستنت را هم به خوبی گرفتم

چشم هایت رابه فراموشی سپردم

لبخندت رادرقلبم حبس کردم

تاروزی برگردی تا همه رابهت برگردونم

          ******************

 

 

+ توسط غم زده |


درسیاهی این خلوت سرد

کنج قفسی نشستمو به توفکرمی کنم

ازسرمادرحال خشک شدنم

باگرمای عشقت درقلبم زنده ام

این راازمن نگیر

                     تاکه دوباره رویت راببینم.

 

+ توسط غم زده


در جلسه امتحان عشق

من مانده ام ویک برگه سفید!

بک دنیاحرف ناگفتنی

ویک بغل تنهایی ودلتنگی ....

درد دل من دراین کاغذ کوچک جانمی شود!

دراین سکوت بغض آلود

قطره کوچکی هوس سرسره بازی می کند!

وبرگه سفیدم

عاشقانه قطره رابه آغوش می کشد!

عشق تونوشتنی نیست...

دربرگه ام.کنارآن قطره

یک قلب کوچک می کشم!وقت تمام است.

برگه ها بالا............

+ توسط غم زده |


بعد از او دیگر چه می جویم؟

بعدازاودیگر چه می پایم؟

اشک سردی تابیفشانم

گورگرمی تا بیاسایم

                *******************

پشت شیشه برف می بارد

پشت شیشه برف می بارد

در سکوت سینه ام دستی

اندوه می کارد.

    ******************

+ توسط غم زده |


قسم به سلامی که جوابی نداشت

قسم به عشقی که سودی نداشت

قسم به محبتی که جوابی نداشت

قسم به خداحافظی که جواب نداشت

خیلی دوست داشتم.

                 **********************

خواستم عشق را فراموش کنم نشد

صبر را پیشه کردم نشد

ازخداخواستم نشد

قسمت این بود براین عشق که خداخواست نشد.

                    ********************

خنده بر لب میزنم            تاکس نداند راز دل

+ توسط غم زده |


ازتومی پرسم:

تیرگی درد است یا شادی؟

جسم زندان است یاصحرای آزادی؟

ظلمت شب چیست؟

شب.

سایه ی روح سیاه کیست؟

او چه میگوید؟

خسته و سرگشته وحیران

می دوم در راه پرسش های بی پایان.

 

+ توسط غم زده |


انتظار مرا کشت

صبر را پیشه کردم آنقدرکه مرا کشت

ناله ام مرا فریاد زد

دست یار هم مرا پس زد

او قلبم رااز یاد برد

با عشقش مرا به زیر خاک برد.

 

+ توسط غم زده |


عشق من کجایی قلبم جستو جویت میکند

بی تو تنهاست

منتظرش نزار

جدایی نزدیک است

تقدیر عوض شدنی نیست

تا ابد در قلب منی

مرا به خاطر بسپار.

.

+ توسط غم زده |


+ توسط غم زده


شمع ای شمع چه می خندی؟

به شب تیره ی خاموشم

بخدا مردم از این حسرت

که چرا نیست در آغوشم.

             ******************

چشمها در ظلمت خیره به راهست

جوی مینالد که آیا کیست دلدارش؟

شاخه ها نجوا کنان در گوش یکدیگر

ای دریغا...در کنارش نیست دلدارش!!!!

+ توسط غم زده |


عشق را دگر نباید جستجو کرد

دگرکسی به احساسات کاری ندارد

چشم ها دگر راست نمی گویند

نگاه ها دگر درون قلب را نشان نمی دهد

پس مرگ بهترین چیز است.

               ********************

محبت را از درخت بیاموز که سایه از

سر هیزم شکن هم برنمیدارد.

 

 

+ توسط غم زده |


روزهای آخردیدار من وتوست

دلم همچنان درحسرت نگاه توست

به چشمانم خیره شو

چونکه نگاهت را نیاز دارم

طاقت دوریت راندارم

چگونه دوری چشمانت راتحمل کنم

اگر دوست داشتی بخوابم بیا

تامرحمی باشدبردل بی یارم

+ توسط غم زده |


گره ای وابکن از این گره کور دلم

                        من شدم عاشق تو فقط به دستور دلم

                    **********************

خدایا خداوندا

به درد دردمندان.به فقرمستمندان

خداوندا.به بدنامی شیرین.به ناکامی فرهاد

خداوندا.به دلهای شکسته

به چشمان تو. که درخون نشسته

نگهدارش باش که هنوز مهرش را در دل دارم.

+ توسط غم زده |


در این دنیا نکردم من گناهی

فقط کردم به چشمانت نگاهی

اگرباشدنگاه من گناهی

پس مجازتم کن هرآنطورکه خواهی

      **************

بنازم غیرت غم را      که دمی مرانگزاشت تنها

+ توسط غم زده |


شمع نیستم ولی برای تو روشن می شوم

آبشارنیستم ولی برای تو سرازیرمی شوم

درخت نیستم ولی برای توسربه فلک می کشم

دریا نیستم ولی برای توطغیان می کنم

شاعر نیستم ولی برای توشعر می سرایم

پس بگزار همیشه باتو باشم      عزیزم تا جام عمل نکرده ام نوش

                       هرگزنکنم تو را فراموش

                   ******************

در این سن جوانی ز جهان سیر شدم

                    صورتم گرچه جوان است ولی پیر شدم.

 

 

+ توسط غم زده |


لا لا لا لا

   نخواب دنیا خسیس

             واسه کم آدمی خوب مینویسه

یکی لبهاش تو خواب هم غرق خندست

             یکی چشماش تو خوابم خیس خیس

         ******************

سلاخی زار می گریست به قناری کوچکی دل باخته بود.

                ************

آه این منم که در دل سکوت شب

نامه های عاشقانه پاره میکنم

ای ستاره ها اگر به من مدد کنید

دامن از غمش پرازستاره می کنم.

            ******************

+ توسط غم زده |


+ توسط غم زده


سلام به خوانندگان عزیز :تولد وبلاگ را به خودم وتمام غم زدگان تبریک میگم امید وارم باز هم حرف هایی برای گفتن داشته باشم.
+ توسط غم زده


 روزها میگزرد    فرصت ها از دست میرود

اما این زبان من است       که لال شده است

در آرزوی باتوبودن خواهم مرد

قلب منا زدوریت خواهد مرد

درباتلاق عشقت فرو رفتم       ای خدا تو نجاتم بده.

          ****************

یادگاری روزقشنگ          احساسی درک نکردنی

دوست داشتم زمان می ایستاد

تا من همچنان تو را نظاره میکردم

روزی که دستانم تاب نوشتن نداشت

مغزم جرات فکر کردن نداشت

دوست داشتم همچنان در سر کلاس

پشت سرت بودم و تورا می پاییدم

روزی که قلبم از جا کنده شد

نفسم بند آمده بود

دوستانم مرا مسخره می کردند     وبا طعنه میگفتند

                     با نگاه کردن................

          ***********************

یاد روزهای خوب بخیر          یادآن لحظه های شیرین بخیر

چه زود بد شد آن روزها       چه زود تلخ شد آن لحظه ها

زندگی زیباست               گرخودمان بد نسازیمش

زندگی رادرره توبدساختمش             حال بارفتن تو

برسرم فرو خواهد ریخت      بهمن علاقه من نسبت به تو.

            ************************

      

+ توسط غم زده |


بیا برگرد که همیشه تنهام

بیا که دلم طاقت دوریت را نداره

بیا که دلم گرمای چشم هایت راکم دارد

بیا که قلبم از نفس افتاده

بیا نگاهم کن فقط همین

     ***************

کاش می شد چشم ها را به افق دوخت

ولی خورشید نمی رفت

کاش می شدبه آسمان چشم دوخت

ولی ستاره نمی رفت

کاش می شدتوی شب موندولی تاریکی نمیرفت

کاش میشد همیشه تنها بود ولی او نمی آمد

 

 

+ توسط غم زده |


اشک درچشمان من طوفان غم دارد

ولی خنده بر لب میزنم تا کسی نداند راز من

                ........................

در شهری که مردمانش عصا از کور می دزدند

من خوش باور آنجا محبت آرزو کردم

                  ......................

دوست دارم اشک باشم

گوشه ی چشمت نشینم

تا اگر روزی فتادی

صورت ماهت ببوسم

             .......................

شمع سوزان توام

این گونه خاموشم مکن

ازکنارت می روم

اما فراموشم مکن.

                                        غم زده

 

+ توسط غم زده |


+ توسط غم زده


منتظر لحظه ی دیدار توام       

قلب من تند تند می زند

ثانیه ها نمی گزرد

می شمارم ثانیه ها را

به امید وصال تو

تا ببینم چشمان زیبایت را

                       **************

روز وصال فرا رسید

قلب مرا به آتش کشید

چشمان زیبایت دوباره مرا به لرزه انداخت

چشمانت مرا نظاره کرد

اما با من نبود

تو را با دیگری دیدم

قلبم در آتش سوخت

من زندانی غم هستم

تا به آخر این است سر نوشت من

              *****************

در کوی خوب رویان هیچ کس وفا ندارد

دلبند آنان مشو آنان وفا ندارند

چشمان آنها دروغ گویند

بر تو نگاه دارند

اما دیده بر تو ندارند.

                    **************

چشمان مستت را دوست داشتم

نگاه زیرکانه ات را دوست داشتم

سخت ترین لحظه ی من بود

دیدن روی نگاهت به دیگران.

                              غم زده.

                         ******************

 

 

+ توسط غم زده |


خداوندا    هر که را خواستم بگرفتی

اگر او هم می خواست ندادی

حیرانم

چه کنم

هر چه تقدیر و خواست توست    قبول است

          اما چه کنم در درد تنهایی

             ...............................

مردم مردم ز غمت ای یار            

تا کی بکشم رسیدن لحظه ی وصال یار

              ...............................

 

+ توسط غم زده |


                                                      سلام

ببخشید که چند وقت نمی توانستم وب را آپ کنم بدلیل مشکلات شخصی ولی از الان به بعد دوباره شروع می کنم کار خودم را

                                    **********************

در کویر دلم به دنبال تو می گردم.

در زیر آفتاب عشقت می سوزم و می گردم.

در کجای این بیابان به دنبالت بگردم.

ای وای نکند به کویر دگری رفته باشی.

                                    *********************

دلم تنگ است    دلم طاقت ندارد

وصال با تو را باور ندارد

نگاهی کن به من ای یار زیبا

تا که قلبم آرام بگیرد.

                                     ********************

در این روزهای غربت

دلم پرمی کشدبرای تنهایی

جسم وروحم در این زندان پوسید

غم دوریت نفسم را برید

قلبم به تپش افتاده

با امید دبدار دوباره ات.

                                     ******************

+ توسط غم زده |


غم زده ی چشمانت

غم خوار اون نگاهت

غمگین خال گونه ات

غم دار اون صدایت

غم پرستت هستم

عاشق اون سیمای زیباتم.

 

 

+ توسط غم زده


روی هر شانه سری وقت وداع می گرید.......

        سر من موقع وداع.گوشه ی دیوار گریست......

                سر من موقع وداع.گوشه ی دیوار گریست......

 

+ توسط غم زده |


به من وفا نکردی

نمی خواهم بهت فکر کنم

میرم  میرم

یک روزی برمیگردم

اون روز. روز من

اون روز تو باید به من نگاه کنی

من بی وفا نیستم

نگاهت می کنم

چشمانت بی وفا بودن

من نمیدانستم

عشق به تو بزرگترین اشتباه زندگیم بود.

 

+ توسط غم زده |


+ توسط غم زده